خرید بک لینک

اطرافش پُر از نخ بود :)

هرکدامشان وصل به دیگری بودند

...

ریسهیِ او اما ...

نخ نما تر از همیشه به ته چاهی افتاده بود :)

قرار بود نَخِ قرمزِ سرنوشتش باشد

اما

همان تارِ نازکِ باقی مانده بینِ تمام پارگیها هم خیس بود :)

قطره هایِ سیاه رنگی که زیر پوستش هم ریشه دوانده بودند ، آویزانِ نخ بودند :)


برچسب: نویسنده: آریا قنبری تاريخ: جمعه 11 خرداد 1403 ساعت: 0:13

صفحه بندی